سلام خدمت تمامی دوستانی که از این تار نما دیدن میکنند

 




تاريخ : چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 | 21:58 | نویسنده : محمد رضا |

با سلام خدمت تمامی دوستان پک 12 این استودیو به زودی ارائه میشود به دوستانی که پک 10 و  11 را خریداری کردن تخفیف ویژه داده خواهد شد .



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 | 21:13 | نویسنده : محمد رضا |
pak11

پک شماره 11 این استودیو با 8 پروژه فوق العاده آماده شد.

هزینه این پک با ارسال رایگان 45000 هزار تومان

جهت دانلود دموی بسته شماره 11 به لینک زیر بروید .

دموی بسته شماره 11

 

 

 

 



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 8:13 | نویسنده : محمد رضا |

باسلام بسته شماره 10 اين استوديو با 12 پروژه بسيار زيبا و جديد آماده فروش ميباشد قيمت نهايي اين بسته به همراه ارسال رايگان 45 هزار تومان ميباشد .

براي دانلود دموي تعدادي از پروژه ها روي لينك زير كليك كنيد .

دمو پك 10

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 11:20 | نویسنده : محمد رضا |



تذكر : تمامي پروژه ها قابل استفاده در اديوس ورژن 6 به بالا ميباشد. همچنين تمامي سينك ها در خود نرم افزار اديوس كار شده و هيچ گونه احتياج به رندر گيري در نرم افزار ديگري نيست.

جهت دانلود دموي  بسته شماره 9 اينجا كليك كنيد. (كيفيت 3gp)





تاريخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 | 12:30 | نویسنده : محمد رضا |
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 | 9:20 | نویسنده : محمد رضا |

برای دانلود یکی از پروژه ها به لینک زیر بروید:

دانلود رایگان پروژه ادیوس سینک آتلیه

در ضمن  به اطلاع میرسانم که کلیه محصولات  سال گذشته این استودیو شامل ۵۵ پروژه به صورت ۱۶-۹ و ۳-۴  به مبلغ ۵۰ هزارتومان به فروش میرسد. در ضمن یک عدد پروژه طول فیلم به مدت زمان یک ساعت  نیز به مبلغ ۱۵ هزار تومان اماده فروش میباشد.




تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 18:35 | نویسنده : محمد رضا |

با عرض سلام خدمت همگی دوستان استودیو mra تعداد ۲ حلقه دی وی دی از پروژه های  افتر افکت کمپانی  HIV را که مخصوص استارت فیلم. تیزر.آلبوم و..... را با قیمت ۲۰۰۰۰ هزار تومان به فروش میرساند.

پروژه های LOVE STORY افتر افکت این استودیو نیز که شامل ۴ پروژه میباشد به قیمت ۳۰ هزار تومان به فروش میرسد.

شماره تماس جهت سفارش: ۰۹۱۳۶۹۲۹۲۳۰

 



تاريخ : سه شنبه چهارم تیر 1392 | 12:4 | نویسنده : محمد رضا |
تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1391 | 23:33 | نویسنده : محمد رضا |
درباره اهميت تدوين در فيلم كوتاه زياد شنيده‌ايم. اين اهميت از كجا نشأت مي‌گيرد؟ در جواب بايد گفت عامل اصلي در اين خصوص همان كوتاه‌ بودن فيلم و موجز بودن آن است و اين‌كه فيلمساز براي بيان منظور خود فرصت زيادي در اختيار ندارد. اين محدوديت البته آگاهانه بوده و مهم‌ترين وجه تمايز آن از انواع ديگر فيلمسازي است. اگر ما فيلم كوتاه را به عنوان يك گونه تخصصي فيلمسازي بپذيريم در آن صورت ديگر اندك بودن زمان فيلم را به حساب راحتي كار فيلمساز يا عدم توانايي او براي ساختن فيلم بلند نخواهيم گذاشت بلكه به اين ويژگي به عنوان يكي از اصلي‌ترين امكانات فيلمساز براي بيان بهتر منظور و مقصودش خواهيم نگريست.
 هر چه زمان فيلم كوتاه‌تر باشد، تدوين فيلم اهميت بيشتري پيدا مي‌كند، چراكه در اين‌صورت كار تدوين فقط كمك به عناصر ديگر مثل داستان و فيلمنامه، تصاوير فيلمبرداري شده، بازي‌ها و ... نيست بلكه به دليل فشردگي زمان اثر، تدوين در بسياري موارد ناچار است بار ديگر عناصر را نيز به دوش بكشد و نقص‌هاي احتمالي آنها را كه مستقيما با كوتاهي زمان اثر در ارتباط است، جبران كند.

در يك فيلم بلند هم، دست فيلمنامه‌نويس براي بسط و گسترش بيشتر داستان و كار روي جزييات شخصيت‌ها و موقعيت‌ها بازتر است، هم فيلمبردار امكان مانور بيشتري روي زيبايي‌شناسي بصري دارد و هم بازيگران فرصت بيشتري براي عرض اندام و به اصطلاح نشان دادن و اثبات خود دارند. اما در فيلم كوتاه همه‌چيز تلگرافي و مختصر است. عدم شناخت درست از نقش و جايگاه تدوين موجب مي‌شود فيلم كوتاه موفق به ارائه معنا و مقصود خود نشود يا به دليل فشردگي زماني فيلم، معناي مورد نظر خود را به شكلي شتابزده و عجولانه عرضه كند و در نتيجه پرحرف، شعاري و بدون جذابيت به نظر برسد. در اين حالت فيلمساز به گمان اين‌كه وظيفه فيلمسازي خود را به نحو احسن انجام داده، نمي‌تواند بپذيرد كه فيلم او موفق نبوده و قادر به همراه كردن تماشاگر با خود نيست يا اگر بپذيرد، نخواهد توانست دليل عدم موفقيت كارش را دريابد. اگر منتقدي كه ملاكش براي شناخت فيلم خوب و بد، بيشتر ذوق و قريحه‌اش است بخواهد به آن فيلم مورد اشاره اشكال بگيرد، ايرادات او فيلمساز را نمي‌تواند قانع كند. از آنجا كه اين منتقد براي تحليل عدم موفقيت اثر، دلايل نادرست مي‌آورد، خواننده آن نقد، حق را به كارگردان خواهد داد و مشكل بزرگ‌تر از همين‌جا آغاز مي‌شود، اين‌كه كارگردان علاوه بر استدلال‌هاي قبلي‌اش، همراهي كاذب مخاطب را هم دليلي بر موفقيت كار خود مي‌شمارد و حال آن‌كه در اين ميان حلقه مفقوده‌اي وجود دارد به نام تدوين كه هيچ‌كس به آن توجه ندارد.

در اين مثال همه چيز به ظاهر سر جاي خودش است. فيلمنامه قوي است، فيلمبرداري دقيق و حرفه‌اي است، بازي‌ها درخشان هستند و حتي تدوين هم بر اساس اصول كلاسيك تدوين فيلم بدرستي نقش خود را ايفا مي‌كند، اما مساله مهمي كه از آن غفلت شده، كوتاهي زمان اثر است؛ چيزي كه در نظر داشتن آن مهم‌ترين عامل براي موفقيت فيلم كوتاه به شمار مي‌رود. بايد توجه داشت كه آنچه همراهي واقعي مخاطب را موجب مي‌شود، ناخودآگاه او هنگام مواجهه با اثر است نه خودآگاه او. اين‌كه بگويند فيلمي خوب و بي‌نقص است، كارگردانش كاربلد است، عوامل حرفه‌اي هستند و... هيچ‌كدام نمي‌توانند باعث همراهي بيننده با اثر بشوند، چون اگر بيننده، بيننده خاص باشد و درگير اين خودآگاهي‌هاي مزاحم، در آن صورت چه بسا خيلي هم از فيلم لذت ببرد اما ملاك همراهي مخاطب هيچ وقت موافق اين گروه معدود نيست. يك فيلم خوب همان اندازه كه نيازمند حرف درست و حسابي و مضمون عميق است، به بيان درست و روش ارائه صحيح هم نيازمند است. در آثار كمدي، قانون جالبي هست كه مي‌گويد وقتي يك شوخي خوب در فيلم وجود دارد نبايد بلافاصله به دنبال آن شوخي بعدي را آورد، بايد گذاشت بيننده فرصت خنديدن به شوخي اول را داشته باشد. اين قانون در اينجا هم مصداق دارد. تدوين خوب در فيلم كوتاه، تدويني است كه مهلت دريافتن مضامين صحنه به صحنه اثر را به مخاطب مي‌دهد و او را با شليك مسلسل‌وار حرف و مضمون خسته نمي‌كند.

تدوين فيلم كوتاه به طور خاص از اين نظر مشكل‌تر از تدوين فيلم بلند است كه برخوردي بيرحمانه‌تر با نماهاي فيلمبرداري شده دارد. تدوينگر فيلم كوتاه به خاطر كوتاهي زمان فيلم گاهي ناچار است برخي از بهترين صحنه‌ها را هم از فيلم حذف كند و اين در وهله اول به مذاق نويسنده، فيلمبردار، بازيگر، كارگردان و نيز تهيه كننده اصلا خوش نمي‌آيد. ممكن است بگويند فيلمي كه خوب نوشته شده و سنجيده كارگرداني شده باشد نياز به اين حذفيات ندارد، اما اين تنها در حيطه نظر قابل قبول است. پاي عمل كه به ميان مي‌آيد، مساله فرق مي‌كند. پاي ميز تدوين خيلي از نقايص و مشكلات رو مي‌شود؛ مواردي كه تا قبل از فاين‌كات اوليه يا راف‌كات نهايي اصلا قابل پيش‌بيني نيست. هنر يك تدوينگر خوب فيلم كوتاه، بيش از هر چيز شناخت زمان‌بندي فيلم كوتاه است نه زمان‌‌بندي كلي، كه زمان‌بندي مرتبط با درك و دريافت تماشاگر.

يك داستان ميني‌مال خوب، داستاني است كه نه اطناب و تفصيل بي‌مورد رمان را داشته باشد و نه آنقدر از حرف و پيام و سير اتفاقات پياپي اشباع شده باشد كه هيچ نوع فضاسازي و توصيف داستاني را برنتابد و تبديل شود به خلاصه داستان و شرح پيام اثر. فيلم كوتاه خوب هم همين‌طور است. بايد در عين حال كه فرصت اندكش را براي توضيحات غيرلازم هدر نمي‌دهد، از آن طرف بام هم نيفتد و خالي از هر گونه جزيي‌پردازي و توصيف نباشد. عدم مراعات اين مهم، يكي از همان 2 اشكالي را براي فيلم كوتاه به وجود مي‌آورد كه قبلا ذكر شد. يعني در مورد اول، بي‌مايگي و بي‌محتوايي را و در مورد دوم، فشردگي و محتوازدگي را و وظيفه اصلي را در اين خصوص تدوين به عهده دارد، چراكه هم نهايي‌ترين فرآيند توليد فيلم محسوب مي‌شود و هم دقيق‌ترين عامل براي تنظيم زمان‌بندي فيلم است.

بسته به سبك و روش اجرايي، فيلم كوتاه مي‌تواند تدوين خطي و تداومي يا تدوين جهشي و غيرتداومي داشته باشد. اما پيرو آنچه گفته شد، از آنجا كه در فيلم كوتاه مي‌بايست هم روايت موجز سير داستاني مورد توجه باشد و هم همراهي مخاطب و توجه به جزييات، از اين رو اتخاذ حد وسطي بين تدوين تداومي و غيرتداومي به نظر بهترين گزينه مي‌آيد. به اين شكل كه نماها نه مثل آثار شكل‌گرا و فرماليستي كاملا متفاوت با هم باشند و نه مثل آثار كلاسيك بلند، دقيقا متكي بر سير تداومي داستاني باشند. در اينجا هم در نظر گرفتن ساختار داستان كوتاه بخوبي راهگشاست. در داستان كوتاه ما نمي‌توانيم جزييات همه وقايع را ذكر كنيم و در نتيجه در ساختار داستان كوتاه پرش از يك صحنه به صحنه ديگر بيشتر از داستان بلند نمود دارد. از طرفي هم اگر داستان كوتاه، مثل هايكوهاي ژاپني كاملا متكي بر تصاوير بريده‌بريده باشد در فهم و درك و همراهي مخاطب مشكل ايجاد مي‌كند.

اگر بخواهيم براي بيان مقصودمان مثالي شعري بياوريم كه ايجاز و روايت توصيفي را هم در بربگيرد، شعرهاي كوتاه مرحوم قيصر امين‌پور از بهترين گزينه‌هاست كه در عين برخورداري از محتواي عميق و غناي مضموني، هم كوتاه و موجز است و هم متناسب با پسند مخاطب عام. به عنوان نمونه شعر «سفر ايستگاه»: «قطار مي‌رود/ تو مي‌روي/ تمام ايستگاه مي‌رود/ و من چقدر ساده‌ام/ كه سال‌هاي سال/ در انتظار تو/ كنار اين قطارِ رفته ايستاده‌ام/ و همچنان/ به نرده‌هاي ايستگاه رفته/ تكيه داده‌ام!» در اين شعر ما در پاره‌هاي اول و دوم و سوم (قطار مي‌رود، تو مي‌روي، تمام ايستگاه مي‌رود) شاهد نوعي تدوين تداومي هستيم. يعني 3?تصوير مرتبط با هم به ترتيب به دنباله يكديگر تدوين شده‌اند. در ادامه تا پاره هفتم (كنار اين قطار رفته ايستاده‌ام) با يك جهش بلند زماني به سال‌ها بعد مي‌رويم كه در اين زمان ديگر نه اثري از قطار مانده و نه اثري از ايستگاه، يعني شاعر با پرهيز از شرح و توضيح اضافه، وقايع زيادي را در اين ميان حذف كرده و روايت داستاني را از نقطه شروع تا نقطه پايان در يك تصوير خلاصه كرده است. باز دوباره تدوين تداومي به خدمت شاعر مي‌آيد تا با بيان تصوير ديگري كه درست در ادامه تصوير ايستادن در كنار قطار رفته است و وجه توصيفي و توضيحي دارد، عمق انتظار را بيشتر مورد تاكيد قرار بدهد. اين تصوير توضيحي، تصوير تكيه دادن شخصيت اصلي اثر به نرده‌هاي ايستگاهِ رفته است.



تاريخ : پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 | 11:34 | نویسنده : محمد رضا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.